
اصلاً مگر ما چقدر عمر داریم که بخواهیم صدها و هزارها فضیلت و خوبی را یکی یکی کسب کنیم؟چقدر عمر داریم تا با بدی ها دانه دانه مبارزه کنیم؟و بعد بشویم آدم خوب؟
اما می گویند یک جایی یک سرچشمه ای وجود دارد که اگر آن را پیدا کنی همه چیز حل می شود. دیگر لازم نیست دنبال تک تک خوبی ها بگردی.آن سرچشمه کجاست؟
چرا باید خوبی ها را از سرچشمه اش بگیریم؟اگر خوبی ها را از سرچشمه اش نگیریم دو تا مشکل پیش می آید.اول این که آن خوبی کامل نیست. دوم این که در کنار آن خوبی بدی هایی هم وجود دارد.
پیدا کردن سرچشمه کافی نیست باید سرچشمه را باور داشته باشی و این همان جایی است که خدا از روز ازل تمام هستی و مخلوقاتش را با آن امتحان کرده.....و خیلی ها این امتحان را باختند. تو نباید این امتحان را ببازی!اما سرچشمه کجاست؟آن سرچشمه ولایت اهل بیت علیهم السلام است.
اِ این چه حرفیه؟چطور می شه ولایت اهل بیت سرچشمه ی خوبی ها باشه؟
پله ی اول:ما هیچ وقت ولایت اهل بیت را بالا تر از ولایت الله نمی دانیم.اصلاً ولایت اهل بیت را وسیله ای می دانیم برای رسیدن به ولایت خدا.اما چرا ما حالا از ولایت الله صحبت نمی کنیم؟ چون تواضع کردن به خدا ساده است که بگوییم "خدایا من نوکرتم"."واست می میرم".شیطان هم همین حرفها را می زد. خیلی " خدا خدا" می کرد.خدا هم بدجوری حالش را گرفت. امتحانش کرد ببیند تا کجا نوکر خداست.ما می خواهیم از همان امتحان خدا صحبت کنیم.
پله ی دوم:خدا به شیطان گفت "حالا که ولایت من را قبول داری به امر من به آدم سجده کن".شیطان که شش هزار سال کمرش برای خدا دولا می شد ، کار که کمی سخت شد نا فرمانی کرد.شیطان امتحان را باخت. نشان داد که سرچشمه یعنی ولایت خدا را قبول ندارد.
پله ی سوم:فرض کن با معلم محبوبت و پنج نفر از دوستانت رفته اید کوه. توی کوه این معلم محبوب شما به یکی از دوست هایت توجه خیلی ویژه ای دارد. دائم حالش را می پرسد.اصلاً جلوی شماها به آن دوستتان می گوید:"فلانی!من خیلی دوستت دارم.روز معلم می گم همه ی بچه ها هدیه ها رو بدن به تو".چه حالی به شما دست می دهد؟می گویید چرا بین ما تبعیض قائل می شود.حق دارید.شما معلمتان را دوست دارید ولی عاشق او نیستید.او را به ولایت مطلقه قبول ندارید.برای همین است که ما به جای ولایت الله ،از ولایت اهل بیت صحبت می کنیم.
پله ی چهارم:پیامبر معلم ما نیست. معلم محبوب ما نیست. برای ما مقامی بالا تر از معلم محبوب دارد.او بگوید"من فلانی را دوست دارم "معنایش فرق می کند.بگوید "بعد از من فلانی را قبول داشته باشید"معنایش فرق می کند.این همان امتحانی است که روز ازل از همه گرفته شده.مواظب باش این امتحان را نبازی!
پله ی پنجم:ولایت اهل بیت همان کلیدی است که می تواند تمام هستی شما را به ورداً واحداً به حق برساند.شیعه ولایت را روح دین می نامد. یعنی تمام شئون دین بدون پذیرش امر ولایت مانند بدنی است بی جان که روحی در آن دمیده نشده.همچنان که امیر المؤمنین در جایی می فرمایند:"أنا الصلاة المؤمن و صیامهم" ولایت روح و جهت دین است.مسلماً افزایش آگاهی و قوی تر شدن ایمان و باور ما در مورد امر ولایت یکی از بهترین موارد زمینه ساز ظهور صاحب الزمان عجل الله فرجه خواهد بود.


